۰
لكنت زبان فارسي در غوغاي فضاي مجازي
گاهي نوشتن درخصوص خود نوشتن به همان زبان درباره همان زبان شگفت انگيز به نظر مي رسد! اما گويي لازم است و ضرورت دارد تا براي زنده ماندن، تعالي و غناي زبان تاريخي و ملي خود، آگاهي فردي و خودآگاهي جمعي داشته باشيم.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵ ۱۵:۱۳
لكنت زبان فارسي در غوغاي فضاي مجازي
به گزارش امروزنامه، بسيار زبان ها که در طول تاريخ از ميان رفته اند که نابودي هر زبان يعني نابودي يک فرهنگ، يک فولکلور و گاهي يک تمدن به بزرگي يک تاريخ! اين واقعيت به هيچ وجه ناآشنا و دور از ذهن نيست. اين موضوع آنقدر اهميت دارد که بين دول استعمارگر غرب در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم براي فراگير شدن سه زبان فرانسوي، انگليسي و اسپانيولي، رقابتي جدي بود. چه هر کدام فراگير مي شد به همان نسبت در نفوذ سياسي و اقتصادي همچنين فرهنگي زمينه ساز براي نفوذ بيشتر در کشورهاي مختلف مي شد. در اين نوشتار قصد تحليل اين موضوع را نداريم اما براي درک اهميت زبان به عنوان زيرساخت توسعه و بخصوص در گستره فرهنگ مثال بسيار خوبي است. بخش بزرگي از فرهنگ بر زبان استوار است و اگر زبان دچار اختلال و ضعف گردد، عملاً فرهنگ مرتبط فرهنگي نفوذپذير و تهاجم پذير مي شود. زبان ابزار انديشه و حامل مفاهيمي است که شاکله زندگي در يک بافت خاص را شامل مي شود. زبان يک دارايي باارزش و جزئي از حيثيت ملي و تاريخي است که بايد حفظ شود و حفظ شدن آن با توليد دانش، انديشه و بهره مندي مکتوب و مفصل ممکن مي شود. اگر مهارت افراد در به کارگيري زبان سطحي پايين داشته باشد، توليد محتوا در آن زبان کاهش يابد و بهره مندي مکتوب از زبان در عرصه هاي مختلف کم شود، آرام آرام توسط زبان ديگري اشغال مي شود و بايستي شاهد تمرد تاريخ از يک تمدن بزرگ باشيم. بخش بزرگ زبان ديواني و رسمي هندوستان و عثماني پارسي بوده است و استعمار انگليس با جايگزيني زبان انگليسي به عنوان زبان ديواني و رسمي، زمينه نفوذ خود را هموارتر ساخت. زبان هاي ماندگار همگي زبان هايي هستند که در گستره نوشتن توانمند بوده اند و زبان هايي که صرفاً شفاهي بوده و فاقد خط و خط الرسم بوده اند به مرور زمان در فرهنگ هاي ديگر غرق شده و از ميان رفته اند. بنابراين اگر هر نسل جديد کشور ما بر زبان پارسي و ارکان آن مسلط نباشد و مهارت کافي در به کارگيري آن نداشته باشد، به مرور زمان شاهد استفاده از واژگان بيگانه، گرته برداري هاي تصنعي، تغيير نحو و از دست دادن بنيان هاي ترکيبي براي بيان انديشه يا انديشيدن خواهيم بود. بنابراين بايد براي مهارت و شايستگي افراد جامعه و بخصوص نسل جديد در خصوص زبان پارسي بکوشيم و دو چندان برايش سرمايه بگذاريم.
    
    يک پيشنهاد کارآمد
    در اين ميان «طرح نامه نگاري کودکان و دانش آموزان» را يافتم که بسيار جذاب و کارکردي به نظر آمد. اين طرح در برنامه صبح بخير ايران معرفي گرديد که با بنيانگذار آن مصاحبه مفصلي ترتيب داده بود. براي اين طرح چند کارکرد مي توان تصور کرد که يکي از آنها تقويت مهارت نوشتاري، واژه گزيني و درست نويسي نسل نوپل و دانش آموزان به بهانه نامه نويسي و البته نامه خواني است. با توجه به اينکه در آن برنامه براي بيان مزاياي طرح و فرهنگ نامه نگاري، به آسيب هاي فضاي مجازي اشاره شد، مناسب ديدم در اين زمينه توضيحاتي ارائه شود تا مخاطبان دچار سوء تفاهم نشوند. در اين خصوص جاي اين پرسش است مگر ابزارهاي نوين الکترونيکي، اينترنتي و فضاي مجازي براي انتقال پيام و برقراري ارتباط کافي نيستند؟ که پاسخ نگارنده اين سطور به اين پرسش با قطعيت، منفي است. لازم به ذکر است که اين نگارنده، مشاور طرح هاي بزرگ فناوري اطلاعات بوده و از جرگه افرادي که کورکورانه و سطحي به نفي فضاي مجازي مي پردازند، خارج است. توسعه کاربردهاي فناوري اطلاعات بدون هيچ شک و شبهه اي براي توسعه اقتصادي، سياسي و فرهنگي ضروري است و گاهي نقش زيرساختي دارد. جالب اينکه کشورهاي توسعه يافته که فضاي مجازي بسيار توسعه يافته و پرکاربرد دارند از فرهنگ نوشتاري بسيار غني، توليد محتوا و سهم بالاي استفاده از قلم و کاغذ نيز برخوردار هستند. يکي از مصاديق استفاده از قلم و کاغذ، نوشتن و ارسال نامه و کارت پستال است. حال که با چنين واقعيتي روبه رو هستيم پاسخ به اين پرسش همچنان لازم است، که چه آسيبي از سوي فضاي مجازي، شبکه هاي اجتماعي اينترنتي و ارتباطات الکترونيکي، متوجه زبان پارسي است؟ چرا اين دو موضوع در برخي برنامه ها و اظهارنظرها، مورد اشاره قرار مي گيرد؟ پاسخ در اين واقعيت نهفته است که استفاده بدون ديدگاه راهبردي و بدون تجزيه و تحليل سيستماتيک که جنبه انفعالي به افراد و جامعه مي دهد هر چيز مفيدي را تبديل به چيزي پرزيان مي سازد. استفاده افراطي از فضاي مجازي به عنوان جايگزين فرهنگ نوشتن رسمي، به مرور زمان يادگيري نسل جوان را در زمينه زبان ملي يا مادري دچار آسيب جدي مي سازد. نحوه نوشتن در فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي، سهل انگاري در انتخاب حروف درست با صداي مشابه، استفاده از اصطلاحات مخفف بدون هيچ پشتوانه ريشه شناسي، عدم تجربه نوشتن متن جدي و ساير رفتارهاي زباني در فضاي مجازي شايد سبب توسعه ارتباطات و تبادل پيام باشد و کاربردهاي مفيد نيز داشته باشد _که دارد_ اما زيان و آسيبي که به زبان و کارکردهاي آن وارد مي شود را نمي توان ناديده گرفت. هم اکنون شاهد استفاده فراوان واژگان نادرست و ادبيات ناموزون در شبکه هاي مجازي هستيم و همچنين شاهد نوعي از نوشتار با عنوان «فينگيليش» که ديگر بر ضمير ناخودآگاه ما به مرور اثري خواهد گذاشت جبران ناشدني و آنگاه شاهد نسلي هستيم که دانشجوي دکتراي رشته حقوق واژه قصاص را به صورت قساس بنويسد يا در جاي جاي فضاي مجازي شاهد استفاده از «راجب» به جاي عبارت «راجع به» هستيم يا حاظر به جاي حاضر!!! نوشتن يک متن درخواست براي استخدام توسط بسياري از دانش آموختگان دبيرستان يا دانشگاه ما دشوار و بعضاً ناممکن است. چگونه مي شود نسل هاي بعدي سعدي، فردوسي، خيام و جامي چنين بنويسند؟! چگونه مي شود نسبت به اين واقعيت بي تفاوت ماند؟ ريشه در فضاي مجازي نيست بلکه ريشه در استفاده بيجا و زياده خواهانه از اين بستر پرفايده است. براي دانش آموزاني که هنوز به بلوغ نوشتاري نرسيده اند و تمرين و ممارست در نوشتن نکرده اند، استفاده بي رويه و اغراق آميز از اين ابزارها نتايج نامطلوبي به همراه دارد.
    به نظر مي رسد انفعال در برابر پديده هاي فناوري و روحيه مصرف گرايي جهان سومي که همواره در طي صد سال اخير سبب رشد سخت افزاري بدون تحول جدي در رشد فکرافزاري شده است، هم اکنون دامن زبان گرانبهاي گرانسنگ پارسي را نيز فرا گرفته است.ترکيب سه عامل آمار بسيار پايين مطالعه، ميزان بسيار پايين حجم نوشتن (کتابت) دانش آموزان در دوران تحصيل و استفاده نادرست از بسترهاي تبادل پيام مجازي، توانمندي زباني و مهارت گفتاري و نوشتاري نسل جديد را دچار آسيب جدي مي سازد.
    به نظر مي رسد بايد مسئولانه تر، آگاه تر و با درايت دوچندان در اين زمينه بينديشيم، پيگير باشيم و اقدامات لازم را انجام دهيم. همان مللي که در بالااشاره آمد که بيشترين استفاده از فناوري اطلاعات را دارند و در عين حال بيشترين ارسال نامه و کارت پستال، بيشترين آمار مطالعه را نيز دارند.
    چگونه است که در ضريب نفوذ اينترنت و پهناي باند و بخصوص گوشي هوشمند و رايانک هاي همراه، در پي سبقت هستيم و جاي خود را در رتبه هاي جهاني مخابرات و فناوري اطلاعات جست وجو مي کنيم، اما نسبت به آمار خواندن و نوشتن مطالب جدي، اثربخش و ساخت يافته توجهي نمي کنيم. چگونه مي‎ خواهيم با دوستان مروت و با دشمنان مدارا کنيم و چگونه حديث ني را با جان دل گوش فرا نهيم؟ چگونه با چالاکي بگوييم:
    چنين است کردار گردون پير/ گهي چون کمانست و گاهي چو تير
    آيا پسنديده نيست اين حالت بيخيال منشانه را به خودآگاهي ملي و فرهنگي تبديل کنيم؟ آيا نبايد نسبت به فرزندانمان مسئول باشيم تا انسان هاي فرهيخته باشند و اسباب افتخار ايران زمين شوند؟ و مگر احتمال آن چه ميزان است، فرهيختگي بدون حافظ و مولوي و بدون نيما و جلال؟ چگونه مي شود بدون تمرين نوشتن و انگيزه استفاده از قلم، ساختار ذهني درستي براي درک و انتقال مطلب ايجاد کنيم؟ با توجه به اهميت موضوع بايد بر اشتباهات کرداري و کردار جمعي خود در اين زمينه توجهي منتقدانه داشته باشيم.
    مثلاً چه ايرادي دارد زبان پارسي را با کمک ابزارهاي پرمصرف فناوري اطلاعات بياموزيم و بياموزانيم؟ در مدارس بر مهارت نوشتن و خواندن توجه بيشتر کرده و تاکيد بيشتر داشته باشيم؟در نهايت نگذاريم تيغ بران فضاي مجازي ابزار قتل فرهنگ ما باشد، بلکه از اين موهبت برش دار، براي تعالي و تجلي فرهنگ اصيل خود استفاده کنيم. جان کلام نگارنده در اين است که ريشه مشکل نه در زبان پارسي است و نه در فضاي مجازي، بلکه ريشه مشکل جايي درون ما، در نوع رشد اجتماعي و در ميزان آمادگي ما براي استفاده بهينه از فرصت ها است.
    فضاي مجازي به جاي خود از نعمات روزگار ما است، اما فرصت اصلي و سرمايه بنيادين کودکان و نوجوانان ما هستند که بايد شايستگي و توانمندي کافي در حوزه زبان پارسي و مهارت هاي گفتاري، شنيداري، نوشتاري و خوانشي داشته باشند. طرح «نامه نگاري کودکان و دانش آموزان» که گويا بخشي از طرح بزرگي است هم اينک به صورت موفقي اجرا شده و گويا تداوم دارد، مرا بر آن داشت تا اين متن را بنويسم و خطاب به طراح آن(جناب آقاي نظيفي) بگويم که در اين راه تنها نيست زيرا خود را به عنوان يک ايراني مسئول مي دانم، از کنار اين شعار که «نوشتن انديشيدن مکتوب است» به آساني نگذرم....
منبع : روزنامه ایران
کد مطلب : ۱۴۳۷۷


سوز و گداز، راز دلنشینی سروده‌های شهریار است

میرجلال الدین کزازی

دوشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۶
سوز و گداز، راز دلنشینی سروده‌های شهریار است

در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد

ابوالقاسم انجوي شيرازي

يکشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۶
در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد

فيلسوفِ عُصيان

نيچه

يکشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۶
فيلسوفِ عُصيان

چلچراغ خاك آلود ادبيات

عبدالحسين زرين كوب

شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۶
چلچراغ خاك آلود ادبيات

فروش نامه گله هاي ديكنز از اندرسون

هانس اندرسون

شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۶
فروش نامه گله هاي ديكنز از اندرسون

فقیر گوش به زنگ هر فرمانی است

جلال آل‌احمد

يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶
فقیر گوش به زنگ هر فرمانی است

اشراف به زبان مبدا و مقصد

بزرگ نادرزاد

يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶
اشراف به زبان مبدا و مقصد

سنایی غزنوی یک مصلح اجتماعی است

زهره سادات شمشیرگران

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
سنایی غزنوی یک مصلح اجتماعی است

كليد دار خزانه فرهنگ و ادبيات ايران

استاد احمد مهدوي دامغاني

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
كليد دار خزانه فرهنگ و ادبيات ايران

فلسفه همچون تزكيه نفس

زكرياي رازي

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
فلسفه همچون تزكيه نفس

ستونِ ستبرِ ديگري از تالار ايران شناسي بشكست

محمد عبدالقديرويچ داندامايف

شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۶
ستونِ ستبرِ ديگري از تالار ايران شناسي بشكست

الهیأت لیبرال

استاد حمید پارسانیا

چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶
الهیأت لیبرال

درباره «محمد پروين گنابادي» خادمِ زبان فارسي

محمد پروين گنابادي

چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶
درباره «محمد پروين گنابادي» خادمِ زبان فارسي