۰
بازخوانی دیدگاه شاملو درباره موسیقی سنتی ایران و پاسخ لطفی به او و آنچه واقعا از این گفت و گوها باید دریافت کرد
عدوی تو نیستم
در سالان‌های اخیر و حوالی سالگشت جاودانگی احمد شاملو، فضای مجازی به وجوه مختلف زندگی و میراث ماندگارش توجه خاصی کرده که با توجه به تأثیر شگرف او بر فرهنگ و هنر...
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۲۳:۴۶
عدوی تو نیستم
به گزارش امروزنامه، در سالان‌های اخیر و حوالی سالگشت جاودانگی احمد شاملو، فضای مجازی به وجوه مختلف زندگی و میراث ماندگارش توجه خاصی کرده که با توجه به تأثیر شگرف او بر فرهنگ و هنر معاصر، هر کدام از زمینه‌های کاری یا نقطه نظرات او منشا بحث‌های مختلف از دیدگاه‌های متنوعی شده است. یکی از موارد ثابت این مقولات، اظهار نظر جنجالی او در مورد موسیقی سنتی ایران در دانشگاه برکلی آمریکاست که از همان زمان محل مجادله و قطب‌بندی‌های مطلق مثبت و منفی بوده و به رغم واکنش‌ها و اظهار نظرهای مختلف و متفاوتِ اهالی موسیقی، همچنان هم محل بحث باقی مانده است.
در گذر از جوابگویی‌های حاشیه‌ای به این سخنان که بیشتر مشمول نقد خود شاملو بوده تا موارد مطرح‌شده از جانب او درباره موسیقی سنتی، یکی از دلایل بازماندن پرونده این مجادله را می‌توان از یک سو در تمرکز منتقدان روی بخشی از نظرات او که به درستی آنها خدشه‌هایی وارد است، دانست و از سوی دیگر در اصرار بر برجسته کردن لحن تن شاملو در بیان این نظریات. حال آنکه لحن تند احمد شاملو را در آن جلسه می‌توان به حساب ماهیت این قبیل نشست‌ها گذاشت که پس از دقایقی، بسته به فضای جلسه، لحن رسمی خود را به لحنی غیررسمی و به اصطلاح خودمانی و بی‌پرده تغییر می‌دهد. آنچنان که شاملو در ابتدای جوابیه‌اش به محمدرضا لطفی- که بعد از این جلسه در مقام پاسخگویی به شاملو برآمده بود- چنین می‌نویسد: «آقای لطفی با بیرون کشیدن و عرض دادن و به نمایش عام گذاشتن مطلبی که من در جلسه‌ای خصوصی با دانشجویان در جواب پرسشی، نه به طور دقیق و فرموله، بلکه به سادگی بر زبان آوردم، مضراب به دست افتاده‌اند به جان من و...».
اما با تمرکز به درون متن گفته‌های شاملو و جدا از لحن یا برخی از عبارات و استنتاج‌های ناموثق او در مورد موسیقی سنتی ایران، می‌توان دو مسئله مهم و مغفول‌مانده را در صحبت‌های او ردیابی کرد که توجه به آن می‌توانست- و همچنان می‌تواند- سرآغاز مناسبی برای این تضارب آرا و گفت و گوی فرهنگی باشد:
یکم- شاملو در آن نشست، به صراحت منظورش را از «موسیقی ایرانی» از گستره مفهوم «ترانه» جدا می‌کند. اگر «ترانه» را محل تلفیق شعر با ملودی و اجرای |آن به انحای مختلف- چه صرفا با صدای یک خواننده و چه با همراهی ارکستری یک یا چند سازی با صدای خواننده- بدانیم، او به تأکید حتی ترانه‌های کاملا ایرانی «علی اکبر شیدا» را هم مشمول پتانسیلی برای اجرا به صورت «پلی‌فونی» می‌داند. حال با در نظر گرفتن این تعریف او از ترانه می‌تواند برداشت او از موسیقی سنتیِ ایرانی را در هیات گونه‌ای از موسیقی «یک‌صدایی» و مجلسی در نظر گرفت که برخلاف «تصنیف» و «ترانه»- که در چارچوب متر و ریتم مشخص و معینی اجرا و پرداخت می‌شود- بیشتر مشمول تکنیک‌های اجرا می‌شود (شاملو در همان جلسه، به صراحت از تسلط تکنیک‌های نوازندگی بر اینگونه از موسیقی یاد کرده است). در واقع اگر «آوازخوانی» را نیز چون نوازندگی، بیشتر مشمول اولویت «تکنیک» بدانیم، آنگاه می‌توان گفت که در آوازخوانی شعر یا کلام، بیش از آنکه در تلفیق با ملودی در نظر گرفته شود، بهانه‌ای برای اجرای تکنیکال ردیف‌ها و مایه‌های سنتی و مهارت آوازه‌خوان خود محسوب می‌شود. جالب توجه اینکه این برداشت شاملو از آواز خوانی ایرانی از جانب خود محمدرضا لطفی و در جوابیه‌اش به سخنان شاملو تصدیق می‌یابد: آنجا که شعر شاملو را به دلیل اینکه خود او ضرب مناسبی برای موسیقی ایرانی پیدا نمی‌کند فاقد ارزش‌ها و ویژگی‌های فرهنگی می‌داند.
دوم- در صورت قائل بودن به چنین تفکیکی از سوی شامل، این سوال مطرح می‌شود که مقصود نظر او از «موسیقی سنتی ایرانی» دقیقا چیست؟ از برخی نشانه‌های موجود در متن گفته‌های او می‌توان درک کرد که منظور او، تصویر غالب از موسیقی ایرانی با تمام مؤلفه‌های سنتی‌اش است که نمایه آن در همان سال‌ها در اوج رخ‌نمایی بود. (این موسیقی) از یک پیش درآمد شروع می‌شه، یه چهارمضراب می‌زنه، بعد یارو (...) می‌کنه، بعد یک تصنیف می‌خونه، بعد یه رِنگ نمی‌دونم چی‌چی‌می‌چی می‌زنند و تمام.»
با گذر از ناپختگی گفته‌های شاملو در پتانسیل بالقوه موسیقی ایرانی، آنچه در نگاه او مورد نکوهش است فرم ثابت و فاقد نوآوری و تکراریِ این‌گونه از اجرای موسیقی است که در عالم واقع در تکرار مداوم خود گرفتار شده است. در نگاهی تاریخ‌شناسانه می‌توان دلیل و خاستگاه این تصور عمومی از ملال و یکسانی موسیقی سنتی ایرانی را به دیدگاه رسمی و دولتی و سازمان‌های برخاسته از دل نهادهای فرهنگی رسمی مانند «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» مرتبط دانست که با استفاده از بودجه‌های عمومی، سعی در حفظ بی‌تغییرِ موسیقی سنتی ایرانی داشتند و با دیدگاهی اگزوتیک بر آن بودند تا موسیقی سنتی ایرانی را با حفظ تمام نشانه‌های قدیمی‌اش- از رپرتوار تا کیفیت نشستن و میزانسن اجرای صحنه‌ای- ثبت، حفظ و ترویج کنند. دکتر داریوش صفوت، به عنوان مدیر مرکز «حفظ و اشاعه موسیقی»، با دیدگاه جزم‌اندیشانه و مطلق‌گرایانه‌ای که «قدیم» را به معنای «اصالت» می‌دانست، راهکار حفظ موسیقی سنتی ایرانی را نه نت‌نویسی و ضبط صدای معدود اساتید باقی‌مانده از موسیقیِ قدیم، بلکه «فیلمبرداری با تصاویر درشت و دقیق از دست اساتید قدیمی.» می‌دانست تا با کند کردن و تکرار تصاویر ضبط‌شده، آیندگان «ببیند فلان مضراب چطوری خورده است.» این تفکر رفته‌رفته در دهه 50 و با تسلط کارآموزیدگان این مکتب بر مناسب اجرایی، آموزشی، و اداری موسیقی رسمی و حذف چهره‌های محبوبِ آواز دهه‌های قبل و از آن مهم‌تر در انحصار گرفتن عرصه موسیقی در سال‌های بعد از انقلاب، به تصور غالب از کلیت موسیقی ایرانی مبدل شد. حال در چنین فضایی که خود اساتید این‌گونه از موسیقی، از مکتبی چنین متصلب، بی‌تغییر و اصولگرا برخاسته و بر عدم تغییر «موسیقی کلاسیک ایرانی» اصرار داشته‌اند، آیا نمی‌توان نقطه نظرات انتقادی شاملو را فارغ از لحن یا برخی خطاهای تخصصی در آن، به عنوان نقطه نظر یک منتقد اجتماعی و هنری در نظر گرفت و آن‌ها را در قالب اعتراض یک روشنفکر حساس به جریان‌های فکری و هنری، به تسلط چنین دیدگاهی بر موسیقی رایج مملکت دانست که باور دارد صرف یک چند تجربه تازه نمی‌تواند نافی قاعده ملال‌آور شدن موسیقی سنتی ایرانی باشد. آیا با در نظر گرفتن همین دو مورد، گفته‌های شاملو در آن جلسه نمی‌توانست آغازی بر یک سری تضارب آرا و پاسخگویی به بسیاری از سوالات بی‌پاسخ مانده و بررسی پتانسیل‌های غافل‌مانده در مورد موسیقی سنتی و مرور تجربه‌های شکست‌خورده باشد؟
منبع : روزنامه هفت صبح
کد مطلب : ۳۲۲۲۰


سوز و گداز، راز دلنشینی سروده‌های شهریار است

میرجلال الدین کزازی

دوشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۶
سوز و گداز، راز دلنشینی سروده‌های شهریار است

در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد

ابوالقاسم انجوي شيرازي

يکشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۶
در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد

فيلسوفِ عُصيان

نيچه

يکشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۶
فيلسوفِ عُصيان

چلچراغ خاك آلود ادبيات

عبدالحسين زرين كوب

شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۶
چلچراغ خاك آلود ادبيات

فروش نامه گله هاي ديكنز از اندرسون

هانس اندرسون

شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۶
فروش نامه گله هاي ديكنز از اندرسون

فقیر گوش به زنگ هر فرمانی است

جلال آل‌احمد

يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶
فقیر گوش به زنگ هر فرمانی است

اشراف به زبان مبدا و مقصد

بزرگ نادرزاد

يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶
اشراف به زبان مبدا و مقصد

سنایی غزنوی یک مصلح اجتماعی است

زهره سادات شمشیرگران

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
سنایی غزنوی یک مصلح اجتماعی است

كليد دار خزانه فرهنگ و ادبيات ايران

استاد احمد مهدوي دامغاني

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
كليد دار خزانه فرهنگ و ادبيات ايران

فلسفه همچون تزكيه نفس

زكرياي رازي

يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
فلسفه همچون تزكيه نفس

ستونِ ستبرِ ديگري از تالار ايران شناسي بشكست

محمد عبدالقديرويچ داندامايف

شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۶
ستونِ ستبرِ ديگري از تالار ايران شناسي بشكست

الهیأت لیبرال

استاد حمید پارسانیا

چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶
الهیأت لیبرال

درباره «محمد پروين گنابادي» خادمِ زبان فارسي

محمد پروين گنابادي

چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶
درباره «محمد پروين گنابادي» خادمِ زبان فارسي