۱
يادي از «ابوالقاسم انجوي شيرازي» در سالروز درگذشت او
در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد
بر همگان روشن نيست. او پس از دهخدا، امير قلي اميني و صادق هدايت راهي را ادامه داد که دستاوردهايي بيش از گذشتگان خود داشت، اگرچه راهنماي او کارهايي بود که آنان انجام داده بودند.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۲۱
در حسرت زنگي كه هيچگاه به صدا درنيامد
به گزارش امروزنامه، آنچه که انجوي شيرازي در زمينه فرهنگ مردم ايران و جمع آوري قصه هاي عاميانه انجام داد چندين برابر برادران گريم بود اما ببينيد که آوازه کار آن برادران آلماني چگونه در جهان پيچيد! انجوي بيش از 400 هزار قصه، متل، مثل و حکايت را از اقصي نقاط روستاهاي دور افتاده ايران توسط برنامه راديويي که سال ها در اختيار داشت جمع آوري کرد. البته کار او در اين زمينه تنها به جمع آوري ختم نشد چراکه سال ها وقت گذاشت تا اين داستان ها، افسانه ها، متل ها و مثل ها را تدوين و طبقه بندي هم کرد و براي هر يک شناسنامه اي تدارک ديد. اين موارد تنها بخش کوچکي از کار بزرگ خود به شمار مي آيد، بخش ديگري از کارهاي او مقالاتي است که درباره ادبيات فارسي نوشته است. انجوي ريشه هاي افسانه هاي کهن را در ادبيات فارسي به ما شناسانده است، آنچنان که بيش از 30 جلد از اين مجموعه کار عظيم منتشر شده و مابقي معلوم نيست در کدام زيرزمين تلويزيون خاک مي خورد. حتي پروفسور «اولريش مارزلف»در زمان حيات انجوي شيرازي در چارچوب پروژه اي از طريق يونسکو وارد مذاکره اي در همين رابطه با راديو و تلويزيون شد اما راه به جايي نبرد. متاسفانه مديران وقت تلويزيون هيچ گونه آشنايي با اين گونه امور نداشتند و پاسخ شايسته اي هم به وي ندادند. انجوي سال ها در گوشه اتاق خود از تريبون راديو محروم ماند و از توقف ادامه کار حسرت خورد و سرانجام «دق» کرد. سال هايي که ما به سراغ او مي رفتيم او براي اينکه نپوسد و بر افسردگي خانه نشيني اجباري غلبه کند با چند تن از يارانش ويرايش جديدي از ديوان حافظ «که يکي از باذوق ترين تصحيح هاي ديوان حافظ به شمار مي آيد» را انجام داد که نتيجه اش با همت بلند عبدالرحيم جعفري منتشر شد. انجوي تا آخرين روزهاي زندگي در آرزوي اين بود که روزي اولياي امور پي به اهميت کار او ببرند و در خانه اش را به صدا درآورده و از او دعوت به کار کنند، اما هرگز در خانه انجوي زده نشد. تنها آرزوي زندگي انجوي انتشار اين فيش ها و يادداشت ها بود که آن را به گور برد. امروز مي بينيم انتشارات اميرکبير که برخي مثل ها و کارهاي انجوي را ممنوع الچاپ اعلام کرده بود، آنها را مرتب منتشر مي کند! سال ها پاسخ آنان اين بود که اين کتاب ها قابل چاپ نيست اما همان ها اينک قابل انتشار شده اند!
    انجوي به ايران عشق مي ورزيد و با تاريخ، جغرافيا و فرهنگ مردم ايران زندگي مي کرد. او انجام کارهايي را که با همت صدها نفر ممکن مي شد ، تنها با همراهي دو ، سه نفر دستيار خود به سرانجام رساند. نمي دانم چرا حداقل همشهري هاي انجوي در شيراز، خيابان، دانشکده يا حتي کتابخانه اي را به نام او نامگذاري نکرده اند تا نام و ياد شريفش باقي بماند!
منبع : روزنامه ایران
کد مطلب : ۳۴۵۷۴


هزار دستانِ بی‌مزار

چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶
هزار دستانِ بی‌مزار