۰
هزار دریغ از ناشناختگی فردوسی در میهن
در زمان کودکی ما خیابانی در سنندج بود، به نام «بهارمست»...
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۲۴
هزار دریغ از ناشناختگی فردوسی در میهن
به گزارش امروزنامه، در زمان کودکی ما خیابانی در سنندج بود، به نام «بهارمست». نام این خیابان چنان با نام‌های دیگر متفاوت بود که قابل فراموش کردن نبود اما تا زمانی که یک سخنرانی از سرلشکر بهارمست نخوانده بودم نمی‌دانستم که او یک نظامی عالی رتبه و از ستایشگران «فردوسی» بوده است و اگر نسخه پیاده شده سخنرانی او را نخوانده بودم براین باور می‌ماندم که او به خاطر نسبت میان «شاه» و «شاهنامه» و به‌خاطر رتبه نظامی‌اش فردوسی را ستوده است اما سال‌ها بعد و با کنکاشی که خودم کردم متوجه شدم که او دلایل دیگری داشته و با اینکه از زاویه نگاه یک نظامی «حکیم ابوالقاسم فردوسی» را ستوده و به او لقب «سپهبد فردوسی» داده است نمی‌توانستم باور کنم که دلایل سرلشکر بهارمست پذیرفتنی است؛ تا آنجا که حافظه‌ام یاری می‌کند در آن سخنرانی او از توصیف دقیق این شاعر بزرگ از جنگ، میدان جنگ و تمامی مسائلی است که به صف آرایی دو لشکر ارتباط دارد و او با ذکر جزئیات نبردها و علت یا علل شکست‌ها و پیروزی‌ها اشاره کرده را بدرستی بیان کرده است و نبردها را چنان ترسیم کرده است که انگار هم در جبهه دشمن و هم در جبهه دوست و پس از آن دوشادوش قهرمانان هردو سو و در میانه میدان بوده و بی‌آنکه گزندی به او برسد در اوج پیکارها شاهد چکاچک شمشیرها و نفیر نیزه‌ها و نعره‌ها و در مسیر ضربات گرزها و فلاخن‌ها بوده است: توصیفی که چند قرن بعد تولستوی بزرگ در رمان «جنگ و صلح» به‌کار گرفته است...من زمانی گفته بودم که تولستوی نه تنها همچون یک مستند ساز با بهره‌ گیری از ده‌ها دوربین جنگ را ضبط و ثبت کرده بلکه با دوربین‌های دیگری «ذهن» افراد درگیر در جنگ را نیز ثبت و جاودانه کرده است و اگر یک مقام عالی نظامی صرف نظر از عقاید و باورهایش چنین درجه نظامی به این شاعر بزرگ بخشیده است نه به‌خاطر شاه و شاهنامه و شاهنشاهی بلکه به خاطر احاطه شاعر بزرگمان به جنگ و تمامیت آن است و اگر بارها گفته‌ام که فردوسی نخستین اپرا نویس و فیلمنامه نویس ایران است از این منظر است که من شرح صحنه‌ها، دیالوگ نویسی‌های او و فراتر از آن تصویر ذهن و روان قهرمان‌های داستان‌هایش است و با اینکه بخشی از شاهنامه را به اساطیر اختصاص داده اما هیچ گاه روان شناسی نقش‌ها را نادیده نگرفته است؛ به عبارت عوامانه او «پهلوان پنبه» نیافریده و حتی نقش‌های اسطوره‌ایش زنده‌اند و زندگی می‌کنند. بگذارید تکرار کنم: اگر غربی‌ها سعادت داشتن فردوسی را داشتند هر سال ده‌ها فیلم براساس آفریده‌های بی‌همتای او روانه بازارهای جهان می‌کردند اما هزار بار دریغ که هنوز فردوسی در سرزمین مادری‌اش ناشناخته مانده است و سرنوشت او: یکی داستان است پر از آب چشم.
منبع : روزنامه ایران
کد مطلب : ۴۰۳۵۰


باغبان ادبیات دفاع‌مقدس

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶
باغبان ادبیات دفاع‌مقدس

جلال آل‌احمد و حسنک وزیر

يکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
جلال آل‌احمد و حسنک وزیر